تبلیغات
تنها مانده ام - حکایت آموزنده:افسوس تکراری
 
تنها مانده ام
 
 
یکشنبه 1 فروردین 1395 :: نویسنده : تنها مانده
پیری برای جمعی سخن میراند،
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند....

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟

گذشته رافراموش کنید و به جلو نگاه کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 08:23 ق.ظ
I've been browsing on-line greater than 3 hours these
days, but I by no means discovered any fascinating article like yours.

It's beautiful value enough for me. In my opinion, if all web owners and bloggers made excellent
content material as you did, the internet can be a
lot more useful than ever before.
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:56 ق.ظ
Superb blog! Do you have any tips for aspiring writers? I'm planning to start my own website
soon but I'm a little lost on everything. Would you propose starting with a free platform like Wordpress or go for a paid
option? There are so many choices out there that I'm totally confused ..
Any tips? Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : تنها مانده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :