تبلیغات
تنها مانده ام - کم...کم...
 
تنها مانده ام
 
 
پنجشنبه 19 تیر 1393 :: نویسنده : تنها مانده

کم کم، هر چه داری درد، جمع می شود، گرد می آید، رسوب می کند، سنگین می شود.

کم کم، هرچه داری خاطره، در ذهنت، روی هم، تلنبار می شوند، یکی در میان می شوند، و یکی دیگری را تسخیر می کند.

کم کم، هرچه داری رنگ، می بازد به سیاهی های دنیا.

کم کم، یاد می گیری امید نبندی به سفیدی.

کم کم، کم کم، کم کم، از یاد می روی.

کم کم، از یاد خودت می روی تا اینکه ناگهان ستاره ای در زندگی ات، گاه برای ثانیه ای، می درخشد، و سالها برای رسیدن به آن ستاره، سیاهی شب زندگی را تاب می آوری.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : تنها مانده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :